كروسينسكى ( مترجم : مهراب اميرى )
160
ده سفرنامه ( فارسى )
ديدن ما آمد تا درباره بعضى موضوعات با ايلچى مذاكره نمايد پس از مذاكرات زياد در رابطه با مراسم باريابى گفت انتظار دارد كه ايلچى در موقع شرفيابى لباس مناسبى به تن نمايد من به او گفتم مقصودش را درست نمىفهمم زيرا كه غير از لباس كشور خودم كه آن هم اونيفورم نظامى است لباس ديگرى نمىپوشم . او درحالى كه لبخندى به لب داشت اظهار داشت كه آنها اطلاع بيشترى از آنچه ايلچى فكر مىكند ، در اين زمينه دارند و سپس او بستهاى باز كرد كه حاوى چند پاكت بود و در ميان يكى از پاكتها چند قطعه عكس كوچك بيرون كشيد كه ظاهرا متعلق به سفيرى بود كه دو قرن پيش از ايران ديدن كرده بود و گمان مىكنم يكى از اين تصويرها متعلق به سرآنتونى شرلى سفير انگليس بود كه لباس زمان ملكه اليزابت را به تن داشت . ميرزا گفت اين برنامهاى است كه اميدوارم مورد قبول واقع شود چرا كه اعليحضرت مايل است كه شما تمام تشريفات دوران سلاطين صفويه را كه نشاندهنده شأن و مقام سلطنت ايران است رعايت كنيد . وقتى اين حرف را از زبان او شنيدم بسيار خنديدم اما ميرزا نگاه سردى به من انداخت بلافاصله به او گفتم معذرت مىخواهم هنگامى كه با حاجى ابراهيم ملاقات كردم در اين رابطه نيز او را راضى خواهم نمود . كمى بعد از اين مذاكرات وزير بلافاصله وارد اطاق شد و پس از تعارفات زياد مطلب را به لباس زمان ملكه اليزابت كشانيد او بهطور خلاصه ولى با لحنى قاطع گفت خوب ! خوب ! آداب و رسوم ما با شما فرق دارد اشتباه كردن كه تعجبى ندارد و ما هر دو نبايد مانند بچهها به پيراهن پدربزرگمان بخنديم هر كشورى داراى ويژگيهاى مربوط به خودش مىباشد و هركس حق دارد به اين سنن و آداب وفادار بماند بعد بهطور نجوى گفت اين مسائل